الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

71

أصول الفقه ( فارسى )

و بنابراين استعمال لفظ واحد جز در يك معنى امكان ندارد . چون استعمال آن در دو معنى به طور مستقل و بدين صورت كه هريك از دو معنى ، از لفظ واحد اراده شوند آن‌سان كه گويى يك معنى بيشتر مراد نيست ، مستلزم اين است كه هريك از دو معنى ، اصالتا لحاظ شوند و ازاين‌رو لزوما لفظ در آن واحد بايستى دو بار بالتبع مورد لحاظ قرار گيرد و معناى اين امر ، اجتماع دو لحاظ در آن واحد بر روى ملحوظ واحد است و مراد از ملحوظ واحد ، همان لفظى است كه فانى در هريك از دو معنى است و اين امر بالبداهه محال است ، چون شىء واحد ، در آن واحد و در واقع جز يك وجود بيشتر ندارد . مگر نمىبينيد كه امكان ندارد شما در يك آينهء واحد تصويرى را نگاه كنيد كه كلّ آينه را پوشانيده است و در همان آن ، تصوير دومى را نيز بنگريد كه مانند اولى ، تمام سطح آينه را فراگرفته است . چنين امرى محال است و همين‌طور است در يك لفظ دو معنى را ديدن ، بدين صورت كه لفظ در هريك از آن دو معنى مستقلا استعمال گردد و حكايت نكند جز از همان يك معنى . آرى ، جايز است كه در يك استعمال ، يك‌بار لفظ واحد ، فانى در يك معنى لحاظ شود و سپس در يك استعمال دوم ، فانى در معناى دوم لحاظ شود . مثل اينكه يك‌بار در آينه به تصويرى نگاه كنيد كه تمام سطح آينه را پوشانده است و سپس در وقت ديگرى به صورت ديگرى نگاه كنيد كه آن نيز ، سطح آينه را فراگرفته است . و همين‌طور لحاظ كردن لفظ در يك استعمال واحد براى مجموع دو معنى - و لو به صورت مجازى - جايز است . مثل آنجا كه در آن واحد به وسيلهء آينه به تصوير دو شىء كه با هم هستند ، نگاه مىكنيد و در حقيقت در اينجا شما لفظ را در يك معناى واحد كه همان مجموع دو معناست ، به كار مىبريد ( كما اينكه ) در آينه هم به يك تصوير كه مجموع دو شىء را نشان مىدهد ، نگاه مىكنيد . دو تنبيه ( اول ) - در عدم جواز استعمال لفظ واحد در دو معنى ، فرقى نيست كه اين دو معنى ، حقيقى باشند يا مجازى و يا مختلف ، چرا كه مانع يعنى تعلّق دو لحاظ در آن واحد به يك ملحوظ واحد ، در همهء سه صورت مزبور وجود دارد و لذا اين عدم جواز - آن‌چنان‌كه مشهور است - اختصاص به لفظ مشترك [ كه داراى معانى حقيقيه است ] ندارد .